Johann Pachelbel
جان پچلبل – متولد نورنبرگ آلمان – مدرس موسیقی، آهنگساز و نوازنده ارگ
دوران باروک است که در دوران زندگی خود توانست هنر نوازندگی ارگ را به
بالاترین نقطه خود برساند.
وی در مدت زندگی قطعات بسیار زیاد موسیقی تصنیف کرد که در این میان انواع موسیقی روحانی سهم خاصی را دارند. او همچنین سهم به سزایی در پرورش و توسعه فرمهایی مانند پرلود و فوگ در دوران باروک دارد.
از ویژگی های کارهای پچلبل می توان به صراحت و شفافیت، چندصدایی بودن، جدا بودن هارمونی و ملودی، نبود پیچیدگی و … در موسیقی او اشاره کرد. مجموع این ویژگیها و خصوصیات فردی این موسیقیدان باروک باعث شده بود تا در دوران تدریس موسیقی، همواره تعداد بسیاری زیادی از شاگردان علاقمند به موسیقی در سر کلاسهای او حاضر باشند.
با این وجود آنکه این موسیقیدان دوران باروک میانی (۱۶۵۴-۱۷۰۷) از جمله معلم های یوهان سباستین باخ نیز بود، اما تاثیر قابل ملاحظه ای از سبک او بر روی کارهای یوهان سباستین باخ که یک آهنگساز اواخر باروک (۱۷۰۷-۱۷۶۰) محسوب می شود، نمی توان مشاهده کرد.
Canon در ر ماژو (Canon in D) از معروف ترین قطعات پچلبل برای کلیسا است که امروزه همه علاقمندان به موسیقی کلاسیک با آن کاملآ آشنا هستند.برای آشنایی با canon ادامه ی مطلب را بخوانید.
فرانتز لیست
من این اهنگسازو تازگیا شناختم که واقعا میشه گفت یه جادوگره درست مثل شوپن!
اگه میگی نه برو به یکی از اهنگاش که نوشتم گوش بده البته اگه محرم سرا هستی.
واقعا محشره
برو ادامه
کنسرتو ویولن برامس
چرا سمفونی باید چهار مومان داشته باشد؟
این مطلب خیلی به درد بچه های کلاسیک کار خودمون میخوره.
موسیقی کلاسیک چیست؟
کلاسیک از واژه کلاسیوس (clasious) به معنای شاهانه گرفته شده است. موسیقی کلاسیک نامی است که به سنت موسیقی هنری غرب داده شدهاست. این نامگذاری دقتی ندارد و کوششها و بحثهای زیادی برای مشخص کردن معنی آن صورت میگیرد. معمولاً شروع این موسیقی را از سده های میانی میدانند. واژه ی کلاسیک و کلاسیسم , معمولاً به یک دوره از موسیقی اطلاق شده است, امّا اغلب با معانی مختلف, در اصل عنوان سبک یک دوره ی خاص یا سبک مشخصی از موسیقی نیست. ولی از سوی دیگر, واژه ی کلاسیک بر پدیده ای اطلاق می شود که می تواند در اکثر دوره های مختلف تاریخ موسیقی به کار برود و تکرار شود, مثلاً آوازهای شوبرت در آلمان نسبت به قرن نوزدهم نمونه ی کلاسیک به شمار می آید، در حالی که شوبرت از نظر تاریخی آهنگساز دوره ی رمانتیک محسوب می شود و افکار و عقایدش نیز رمانتیک است .
بنابراین معنی واژه ی کلاسیک در ارتباط با یک قطعه ی مشخص یا اصولاً مقوله ی آهنگسازی می تواند کاملاً با معنی آن در رابطه با سبک یک دوره از تاریخ موسیقی متفاوت باشد. با چنین برداشت مشابهی می توان گفت که " پالسترینا" آهنگساز قرن شانزدهم, قرن ها به عنوان نمونه ی کلاسیک موسیقی کلیسایی مد نظرقرار داشته و آثارش مدل اصلی برای دیگر آهنگسازان بوده است .
واژه ی کلاسیک در موارد استعمال کلی آن, هنگامی مفهومی بهتر و مفیدتر خواهد داشت که در ارتباط با نوع به خصوصی از آثار موسیقیایی (مانند نمونه هایی که از شوبرت و پالسترنیا ذکر شد) قرار گیرد. در این مفهوم می توان بتهوون را استاد کلاسیک در خلق سمفونی، سونات پیانو،کوارتت زهی محسوب گیرد. فرق میان کلاسیک به عنوان یک راه حل قاطع و استوار برای مسئله ی نقش خلاق در یک اثر هنری یا مقوله ی آهنگسازی از یک طرف و به عنوان یک مفهوم در تاریخ سبک ها از طرف دیگر، همیشه ستیز و اختلاف دایمی را به وجود می آورد که آثار آن نیز امروزه وجود دارد .
تاریخ نویسان قرن نوزدهم، کلمه ی کلاسیک را در آلمان به سبک دوره ای که با نسل " کوانتس " و " هانس " و بعداً پسران باخ و معاصرین آن ها شروع شد، اطلاق می کنند و در ایتالیا به سبک موسیقی دمینیکو اسکارلاتی و معاصرینش. آواخر این دوره را به طور واضح نمی توان معین کرد، زیرا جدال بین کلاسیک و رمانتیک تا قرن نوزدهم و حتی قرن بیستم ( با جریان نئوکلاسیسم ) ادامه داشت. این که چه وقت و کجا کلمه ی کلاسیک وارد فرهنگ موسیقی شد نیز به طور کامل روشن نیست . تعریف کلاسیک در ادبیات تا حدی بغرنج و گنگ است ولی این تعریف در موسیقی پیچیده تر می شود .
شاید یکی از قدم هایی که به سوی موسیقی کلاسیک برداشته شد، آزاد شدن اثر موسیقی از قید و بند تقلیدها، بیان ،معرفی، در خدمت بودن حتی سرگرمی های اجباری بود و نتیجتاً خود اصل موسیقی مد نظر قرار گرفت. پس برای اولین بار در موسیقی این فکر و ایده ظهور کرد که موسیقی در حقیقت همانند دیگر هنرها " مقصود وهدفی" ندارد، بلکه صرفاً به خاطر خودش وجود دارد . در واقع موسیقی به خاطر خود هنر موسیقی . به عبارت دیگر، در دوره ی کلاسیک با ایده" هنر به خاطر هنر " برخورد می شد که از آن زمان تا کنون هم خیال همراه موسیقی جریان دارد .
در کلاسیک هر چیز خارق العاده و افراطی کنار گذاشته شد و بیان موسیقیایی بیشتر با تاکید بر کمال، تمامیت و اعتبار جهانی با استفاده از عوامل ساده و قابل فهم تثبیت شد .
مهم ترین ویژگی اوایل دوره ی کلاسیک،ساده کردن هر چه ممکن تمام فرم های
موسیقی و عوامل سبکی است. در موسیقی دوره ی کلاسیک ملودی به عنوان یک عامل اساسی و
پایدار جلوه گر می شود و تئوری ملودیک مهم ترین مسئله ای بود که موسیقیدانان به آن
می پرداختند .
در مورد سبك های این نوع موسیقی و دوران ان قبلا بحث شده است
فرانسیسکو تارگا (به اسپانیایی: Francisco Tarrega)
Frédéric Chopin
فردریک فرانسوا شوپن (Frédéric François Chopin مارس ۱۸۱۰ - اکتبر ۱۸۴۹) نوازنده پیانو و آهنگساز لهستانی بود.
او در روستای زلازولا در نزدیکی ورشو از مادری لهستانی و پدری فرانسوی بدنیا آمد. پس از آنکه به عنوان یک کودک نابغه در سرزمین مادری اش شناخته شد در ۲۰ سالگی لهستان را برای رفتن به پاریس ترک کرد و در آنجا به عنوان نوازنده، معلم موسیقی و آهنگساز شروع به فعالیت کرد و به مدت ۱۰ سال از ۱۸۳۷ تا ۱۸۴۷ با ژرژ ساند نویسنده فرانسوی ارتباط داشت. شوپن در تمام طول عمر خوداز ضعف جسمانی رنج میبرد تا آنکه درسال ۱۸۴۹ در ۳۹ سالگی بر اثر سل ریوی درگذشت.
شوپن اغلب آثارش را برای پیانو تنها مینوشت اما در میان کارهایش میتوان قطعاتی برای پیانو و همراهی کننده یافت. ملودی اصل تقویت کننده اثر اوست و هیچ چیزی در آن از تزیین بی دلیل و زاید برخوردار نیست. گرچه در آثارش تکنیک نوازندگی بالایی به چشم میخورد ولی نحو بیان شاعرانه و نوانسها کارهای او را از آثاری که فقط تکنیک نوازندگی در آنها مد نظر قرار گرفتهاست متمایز میکند. او تعدادی از فرمهای موسیقی را ابداع نمود اما مهمترین نوآوریهایش را درقالب فرمهایی مثل سونات پیانو، والس، نوکتورن، اتود، پرلود و پولونِز به نمایش گذاشتهاست.
Isaac Albeniz
ایزاک آلبنیس آهنگساز و نوازنده پیانو اهل اسپانیا (کاتالونیا) در ۲۹ مه ۱۸۶۰ در کمپرودن بدنیا آمد و در ۱۸ مه ۱۹۰۹ در کمبلو له بَن در فرانسه درگذشت.
او بهویژه بخاطر آثارش برای پیانو که الهام گرفته از موسیقی محلی اسپانیا است شهرت دارد. همچنین چندین اثر او به خوبی برای گیتار تنظیم شده که یکی از آنها آستریاس میباشد. تنظیم این قطعه برای گیتار توسط فرانسیسکو تارگا صورت پذیرفته است.

Nikolai Rimsky-Korsakov
Antonio Vivaldi
دورههای موسیقی کلاسیک
موسیقی کلاسیک را از نظر سبک و تحول تاریخی آن به چند دوره کوچکتر تقسیم کردهاند.
موسیقی سدههای میانه
این دوره با سقوط امپراتوری روم شروع و تا رنسانس در اروپا ادامه مییابد. این دوره دوره شروع و آغازین گامهای موسیقی کلاسیک است.
موسیقی رنسانس
در این دوره که شامل سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۶۰۰ میلادی میشود. موسیقی کلاسیک به طور عمده در ایتالیا شکل گرفتهاست و بیشتر قطعات آثار آوازی هستند.
موسیقی باروک
این دوره از سال ۱۶۰۰ میلادی شروع وتا حدود ۱۷۶۰ میلادی ادامه مییابد. لغت باروک در عالم هنر(نه فقط موسیقی) معادل استادانه زینت دادن و یا ماهرانه درست کردن به کار میرود که از مشخصات بارز هنر این سالها بودهاست.
موسیقی این دوره همانند سایر هنرهای هم عصر خود بیانگر اشرافیت و قدرت حکومتهای اروپایی بودهاست. نیاز کلیسا برای جذابتر کردن نیایش نیز در گسترش این سبک تاثیر بسیاری داشتهاست.
یکپارچگی در حالت موسیقی از ویژگیهای موسیقی این دورهاست.
از معروفترین موسیقیدانان این سبک میتوان باخ و ویوالدی را نام برد.
دوره کلاسیک
دوره کلاسیک سالهای ۱۷۳۰ تا ۱۸۲۰ میلادی را شامل میشود.
قرن هجدهم مصادف بود با جریان روشنی فکر، یا آزادی اندیشه از بند خرافات، که در آن طغیانی علیه متافیزیک و به نفع احساسات معمولی و روانشناسی تجربی و عملی، علیه آیین و مراسم تشریفاتی اشرافی و به نفع زندگی طبیعی و ساده، علیه خودکامگی و به نفع آزادی فردی، علیه امتیازات و حق ویژه و به نفع حقوق مساوی مردم و تعلیم و تربیت همگانی.در این دوره برای اولین بار در موسیقی این فکر ظهور کرد که موسیقی در حقیقت همانند دیگر هنرها مقصود و هدفی ندارد، بلکه صرفاً به خاطر خودش وجود دارد، یعنی موسیقی به خاطر خود هنر موسیقی. پس از دوره کلاسیک با هنر موسیقی بر پایه ایده «هنر به خاطر هنر» برخورده میشد.
هنر در این دوران بیشتر متوجه سادگی است تا تزئینات ماهرانه دوران باروک، ولی در زمینه موسیقی این رویکرد به عکس اتفاق میافتد. بر خلاف دورهٔ باروک در دوران کلاسیک حالتهای مختلف و متضادی در ارائه احساس در موسیقی وجود دارد. بافت موسیقی کلاسیک نیز بیشتر هموفونیک است تا پلی فنیک. از هنرمندان این دوره میتوان از هایدن، موتزارت و بتهوون نام برد.
دوره رمانتیک
سبک رمانتیک سالهای ۱۸۲۰ تا ۱۹۱۰ را شامل میشود.دراین دوره، احساسات نقش بسزایی در موسیقی پیدا میکند. موسیقی در این دوره بصورت ابزاری در دست آهنگساز مطرح کردن احساسات شخصی اوست.
موسیقی قرن بیستم
این دوره را دوره مدرنیسم یا نوگرایی موسیقی کلاسیک میدانند.آهنگسازان این دوره هرچه بیشتر سعی کردند تا کارهای خودشون را از سبکهای گذشته متمایز و از باورها و قانونهای گذشته عبور کنند.
موسیقی کلاسیک معاصر
موسیقی کلاسیک معاصر از سال ۱۹۷۰ میلادی آغاز شدهاست و تاکنون ادامه دارد.آهنگسازان معاصر کلاسیک بیشتر به ساختن موسیقی مینیمال و آوانگارد روی آوردهاند.
نمودار دوره زمانی آهنگسازان و سبک آنها

تبلیغات 




